به نام خدا
مقدمه : در روزگاری که جهان بیش از هر زمان دیگر محتاج چراغ عقل و شعله اخلاق است، این کتاب در مقام تذکری بلند قامت میایستد؛ تذکری که هم از ژرفای خِرد عملی برمیخیزد و هم از آفاق معنویت و حکمت ناب.
قرن حاضر، قرن دستاوردهای عظیم فکری و فناورانه پیشرفته است؛ اما در همان حال، قرنی است که در آزمون سهمگین قدرت استکباریِ استثمارگر و غرور سلطه طلبی برای غارت ثروت مردم ملل جهان قرار گرفته است. هیچ زمانهای مانند امروز، شاهد این حقیقت نبوده است که تمدّن و فرهنگ باید با علم و دانش مبتنی بر تزکیه نفس و تهذیب اخلاق، آدم ساخته شود تا با پشتوانه نظامِ انسانیّت ، صداقت ، شرافت ، عدالت ، فضیلت ، معنویّت دیانت ، حریّت ، وحدانیّت و اخلاقمداری ، حفظ و مصون گردد.
رهبران معنوی و حکیم ، با همتی ستودنی و نگاهی جامع، مسیر رهبری را نَه راهی برای چیرگی بر انسانها، بلکه راهی برای تکامل انسان و تعالی جامعه تصویر میکنند و پلی میان دو جهان بر قرار می کنند:
جهان خِرد علمی و اقلیم روشن عرفان و اخلاق. آدمی بهدرستی دریافته است که رهبر حقیقی، ترکیب بیبدیل عقل، عدالت، حکمت، تواضع و خدمت است. نه تنها در نظریه، که در عمل و تجربه زیسته.
این کتاب ما را با این حقیقت روبهرو میکند که رهبری، پیش از آنکه مقام و منصبی اجتماعی باشد، مسؤولیتی وجودی و رسالتی انسانی است؛ پیش از آنکه تاج سلطنت باشد، تکلیف شرعی،قانونی و وجدان اخلاقی است؛ پیش از آنکه هنر مدیریّت انسانها باشد، هنر شناخت و بازگشت به خویشتن خویش است.
در فصلهای این کتاب، ذهنِ خواننده از دشتهای اندیشه عبور میکند و به باغستانهای معنوی و از خود گذشتن میرسد. نویسنده از معلمان بزرگی چون سقراط، افلاطون، ارسطو، ابن سینا ، سهروردی، و بزرگان علوم نوین رهبری، مدیریّت و روانشناسی و از همه بزرگتر و والاتر از مکتب نورانی اسلام به زعامت حضرت محمد (ص)پیامبر اعظم ، اهل بیت (ع) و سالار شهیدان تاریخ، حضرت امام حسین(ع) و نیز از پیروان راستین راه او در زمان کنونی مانند حضرت امام روح الله خمینی (ره) ، حضرت آیت الله شهید سید علی خامنه ای و حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای ، به عنوان مصداق بارز ، مدد میگیرد و آنها را چون مرواریدی در تسبیح حکمت خویش در کنار هم مینشاند. در جهانی که بسیاری رهبران مادیگرا میکوشند بر دیگری چیره شوند و سلطه مستکبرانه یابند، این کتاب یادآور میشود که رهبر اصیل کسی است که نخست بر خویشتن خویش چیره گردد.
هر صفحه، دعوتی است به تفّکر، تعّقل ، تعمق و تأمل ؛ هر جمله، بیدارباشی برای نفس؛ و هر فصل، پلّهای است به سوی حقیقتی والاتر. خواندن این کتاب تنها افزایش دانش نیست؛ تطهیر نیّت و عمق نگاه است. و من به جرأت میگویم: اگر ملتها خواهان آیندهای سرشار از عدالت، حرمت ، شرافت ، فضیلت ، حریّت، شجاعت ، مقاومت ، مجاهدت ، وحدانیّت ،خّرد و انسانیّتاند، باید چنین ادبیّات جهادی در محور مقاومت میان نسل جوان گسترده شود، و با چشمی به تاریخ و دلی به آینده، این اثر نه تنها به دست خوانده میشود، بلکه باید با جان فهمیده گردد؛ زیرا این کتاب، تنها «کتاب» نیست، منشور رهبری معنوی و انسانِ شریفِ فردا است. با آرزوی آنکه این سطور، نه پایان که آغازِ بیداری رهبرانِ نسل آینده باشد. با احترام و تحسین استاد و شاگرد فروتن حکمت و انسانیّت درین جهان که فخر زر و زور، تخت بر افکار زد، زمانه ره بری طلبد، که با دل و دانایی آید. نه آن که تاج از چهر گیرد، و جاه از خَلق ستاند؛ که آن که نور از سینه جوید، و مهر بر انسان نشانَد. همان گونه که برای احیای انسانیّت ، انقلاب اسلامی ایران توسط امام خمینی(رحمه الله)، انفجار نور بود و به عالم تشیع و جهان اسلام خلاصه نگردید. انقلاب امام، انقلابی جهانشمول بود که همۀ جهانیان را متحول کرد. ابعاد روحی امام هر انسان حقیقتجویی را تحت تأثیر قرار میداد و او را به حقیقت خویش فرا میخواند. میتوان گفت انقلاب امام خمینی رستاخیز انسانیّت بود و یک بار دیگر در عصر تاریکیها، غربت ارزشها و بیرنگی انسانیت، ندای فطرت را بلند کرد و مردم را به «خود» اصلیشان فرا خواند و بارقههایی از انسانیت را در غفلتکدۀ جاهلیّت جهان و واژگونی ارزشها، به خانۀ جان افراد مستعد وارد کرد. از همین رو است که بسیاری از صاحبنظران میگویند: انقلاب امام خمینی(رحمه الله) برای همۀ انسانیّت بود و رحلت امام ضایعهای برای همۀ بشریّت محسوب گردید؛ زیرا این انقلاب همۀ انسانها را با بینش، مکتب و جهانبینیهای مختلف تحت تأثیر قرار داد.
شایان ذکر است که حضرت آیتالله سید روحالله امام خمینی (رحمه الله) (۱۲۸۱–۱۳۶۸ شمسی) ، رهبر کبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، از برجستهترین عالمان و اندیشمندان معاصر، فقیه و مجتهدی اَعلَم و شجاع، فیلسوف، عارف، و از بزرگترین مراجع تقلید شیعه در قرن چهاردهم هجری قمری بود. در طول تاریخ چند هزار ساله ایران، هیچ رهبر یا پادشاهی همانند امام روحالله خمینی از چنین جایگاه عظیم مردمی برخوردار نبوده است. هیچیک از رهبران و پادشاهان تاریخ کشورمان و حتی سران کشورهای دیگر جهان، از نظر مردمی بودن، علم، بینش عرفانی و معنوی، با ایشان قابل مقایسه نیستند.
امام خمینی علاوه بر تسلط در فقه و اصول، در فلسفه اسلامی و عرفان نظری نیز صاحبنظر و دارای آثار و تألیفات متعددی است و از استادان برجسته اخلاق بهشمار میرفت. در دوران تدریس در قم، در مدرسه فیضیه جلسات درس اخلاق برپا میکرد و در سراسر عمر خود، زندگیای ساده و زاهدانه داشت. چه در دوران اقامت در نجف اشرف در زمان مرجعیت، و چه در ده سال پایانی عمر شریف خود که مسئولیت رهبری جمهوری اسلامی ایران را بر عهده داشت، در خانهای کوچک و بسیار ساده در جماران زندگی میکرد.
امام خمینی از سال ۱۳۴۱ شمسی مبارزه علنی خود را علیه نظام فاسد سلطنتی محمد رضا شاه پهلوی که دست نشانده و نوکر امریکا بود آغاز نمود. حکومت وقت دو بار ایشان را بازداشت کرد و در نوبت دوم به ترکیه و سپس به عراق تبعید نمود. ایشان بهمدت ۱۳ سال در حوزه علمیه نجف به تدریس، تألیف و هدایت مبارزات انقلابی پرداخت. در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷، با اوجگیری مبارزات مردم، به میهن بازگشت و پس از پیروزی انقلاب تا پایان عمر شریف خود رهبری جمهوری اسلامی ایران را بر عهده داشت.
استقبال تاریخی و بیسابقه ملت ایران از بازگشت امام خمینی(رحمه الله) به کشور و همچنین مراسم بدرقه و تشییع پیکر مطهر ایشان با حضور دهها میلیون نفر از مردم، پرجمعیتترین مراسم در تاریخ جهان بهشمار میآید. مسلمانان، بهویژه شیعیان جهان و حتی مردم آزادیخواه کشورهای غیرمسلمان، علاقهای عمیق و خالصانه به امام خمینی دارند؛ از اینرو هر سال در سالروز رحلت ایشان، با حضور شخصیتهای سیاسی، مذهبی و فرهنگی، مراسم بزرگداشت در آرامگاه ایشان برگزار میشود.
همچنین حضرت آیتالله سید علی خامنهای (مدّ ظلّه العالی)، که پس از رحلت امام خمینی در سال ۱۳۶۸ هجری شمسی مسئولیت رهبری را بر عهده گرفتند، از صالحترین، شجاعترین، عاقلترین، حکیمترین، هوشمندترین، بصیرترین، امینترین، مستقلترین و شرافتمندترین رهبران معنوی، مذهبی، سیاسی، فرهنگی، نظامی و مردمی در طول تاریخ ایران بهشمار میروند. آیتالله سید علی حسینی خامنهای پس از عمری مجاهدت و رهبری حکیمانه ملت ایران و محور مقاومت اسلامی، سرانجام در تاریخ نهم اسفند ۱۴۰۴شمسی در ماه رمضان در منزل و دفتر کارشان همراه با جمعی از فرماندهان نظامی و برخی از بستگان ، با تجاوز و بمباران توسط آمریکایی و صهیونیستی دشمن، به فیض شهادت رسیدند.
شورای عالی امنیّت ملّی در تاریخ 10/12/ 1404 به مناسبت شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی اطلاعیهای بدین شرح صادر نمود:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
إنا لله و إنا الیه راجعون
ملّت بزرگ ایران! روح بلند پیشوای ملّت بزرگ ایران و آزادیخواهان جهان و امت اسلامی، حضرت امام خامنهای قدسالله نفس الزکیه به ملکوت اعلی پیوست و به آرزوی دیرینه خویش رسید و به تأسی از جدّ بزرگوارش امام علی صلواتالله علیه و سلامه علیهما در ماه مبارک رمضان با سر دادن ندای آسمانی فزت و ربّ الکعبه به ساحت مقدس الهی واصل گردید و شهد گوارای شهادت را در این ماه مبارک نوش نمود.
امروز ملّت نستوه ایران و امّت اسلامی و آزادیخواهان جهان به جهت حملات شریرانه آمریکای جنایتکار و صهیونیستهای نابکار داغدارند اما دشمنان سفاک و دوزخیان ستمکار بینالمللی بدانند بیداردلان جهان راه خود را یافتهاند و این شهادتها هرچند برای ملّت ما و ملل اسلامی گران باشد اما آنان را مقاومتر و مصممتر میگرداند و بیتردید شهادت آن شخصیت عظیمالشأن آغازگر خیزشی عظیم در مبارزه با ستمگران عالم خواهد بود. وسلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یُبعث حیا ! شورای عالی امنیّت ملّی. »
آیتالله شهید سید علی خامنهای، نیز همانند امام خمینی ، از جایگاه عظیم مردمی برخوردار بوده است که هیچیک از رهبران سیاسی و پادشاهان تاریخ کشورمان و حتی سران کشورهای دیگر جهان، از نظر مردمی بودن، علم، بینش عرفانی و معنوی، با ایشان قابل مقایسه نیستند.
مراسم بدرقه و تشییع پیکر مطهر آیتالله شهید سید علی خامنهای با حضور بیش از 30 میلیون نفر از مردم، پرجمعیتترین مراسم در تاریخ جهان در قرن بیست و یکم بهشمار میآید.
پس از شهادت رهبر شهید انقلاب و بعد از اینکه جسارت آمریکایی صهیونی انجام شد و امام شهید ما به آرزوی دیرینه خودش رسید، خلأ رهبری در کشور ایجاد شد. شورای موقت اصل ۱۱۱ تشکیل شد و بر اساس قانون اساسی، خبرگان موظف بودند در اسرع وقت رهبر را تعیین بکنند. در مدت هفت، هشت روزی که اعضای خبرگان جلسات درونی داشتند، در بحثهای مختلف همه به این نتیجه رسیدند که برای این مقطع انقلاب، بهترین فرد از نظر نزدیکی به امام شهید و امام رضواناللهعلیه امام حاضر «آیتالله سید مجتبی خامنهای» است. یعنی یک اجماعی در بین نمایندگان مجلس خبرگان شکل گرفت برای اینکه شخصیتی مثل ایشان میتواند این مسیر را ادامه بدهد.
* آیتالله سیدمجتبی خامنهای فرزند دوم رهبر و مرجع شهید آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای، متولد سال ١٣۴٨ در مشهد است. ایشان دروس مقدماتی حوزوی را در مدرسه مبارکه آیتالله مجتهدی تهرانی گذراند و در دوران دفاع مقدس در جمع رزمندگان اسلام در جبهههای جهاد حاضر شد. بعد از پایان جنگ تحمیلی، در سال ۶٨ برای تکمیل دروس حوزوی به قم مشرّف شد و تا اوایل سال ٧١ در قم مستقر بود.
سال ٧١ به مدت ۵ سال به تهران مراجعت فرمود و تحصیلات حوزوی را در آنجا پی گرفت. سال ٧۶ با بانوی شهیده زهرا حداد عادل ازدواج کرد و همان سال جهت تکمیل تحصیلات حوزوی و کسب فیوضات معنوی برای بار دوم به قم هجرت فرمود.
دروس سطوح عالی را از محضر حضرات آیات احمدی میانهجی، رضا استادی، اوسطی و برخی دیگر از اساتید مبرّز قم بهره برد. دروس خارج فقه و اصول را از محضر والد شهیدشان آیتاللهالعظمی خامنهای و علاوه بر ایشان از محضر حضرات آیات عظام شیخ جواد تبریزی، شیخ حسین وحید خراسانی، سیدموسی شبیری زنجانی، آقا مجتبی تهرانی، شیخ محمد مؤمن قمی استفاده کرد. ایشان بیش از ١٧ سال به طور مستمر در دروس خارج مختلف حضور فعّال داشتهاند. ارائه تقریرات علمیبه عربی و پیگری نکات علمی در قالب اشکال و نقد در ارتباط خارج از درس با اساتید، توجه ویژه برخی بزرگان به ایشان را در پی داشت. نبوغ و استعداد به همراه تلاش و پشتکار توأم با دقت و حریّت علمی، منجر به تولید نوآوریهای فراوان و متقن، در منظومه علوم و معارف حوزوی(خصوصاً فقه، اصول و رجال) گردیده است.
برخورداری از مبانی فکری منظم و منسجم در مجموعه علوم مدوّن اسلامی و التزام به مبانی خود در تولیدات علمی در مسائل گوناگون، از امتیازات ایشان است. در کنار تحصیل و تدریس و سایر اشتغالات حوزوی، ارتباط وثیق با برخی مراجع و بزرگان و اساتید حوزوی در قم و مشهد، نیز بایسته اهمیت است. پیگری بسیاری از مسائل و دغدغههای رهبر شهیدمان در تمشیت برخی امور مهم کشور، از جمله برکات این سنخ از روابط وثیق و گسترده ایشان بود که به عنوان نزدیک ترین یار در کنار والد و امام خویش سال ها امور را پیگیری و دنبال میکردند از جمله جنبههای مهم شخصیت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، ارتباط با بزرگان اخلاق و عرفان از جمله حضرات آیات بهاءالدینی، بهجت، کشمیری، شیخ جعفر مجتهدی و طیف گستردهای از مردان معنوی بود. نکتهها و ناگفتههای فراوانی از سلوک معنوی و تهذیبی ایشان و تأییدات معنوی بزرگان وجود دارد که در نزد اهل معنا و اطلاع محفوظ است. اشراف ایشان به امور اجرایی کلان کشور و ارتباط نزدیک با بسیاری از کارگزاران ارشد نظام در دورههای مختلف و برگزاری جلسات کاری متعدد، تجربه گرانسنگی را فراهم آورده که میتواند در آینده منشأ آثار و برکات فراوان باشد. مطالعات گسترده در رشتههای مختلف دانشی، جلسات مستمر با نخبگان و دستیابی به راهکارهای بنیادین در زمینههای مختلف از مسائل خرد و کلان عرصه حکمرانی کشور (از جمله راهکارهای ثبات اقتصادی و ثبات در قیمت کالاهای اساسی، ساختمانسازی ارزان، سریع، مدرن و انبوه، تحول نظام کشاورزی و دامداری در ایران، هوش مصنوعی و حمایت از برخی پروژههای کلان دانشبنیان و….) سرمایهای گرانسنگ برای ایران اسلامی ایجاد کرده است. ارتباط مستمر با فرماندهان نظامی و رهبران جبهه مقاومت به ویژه سیدالشهدای مقاومت سیدحسن نصرالله و سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، جنبه مهم دیگری از شخصیت آیتالله سیدمجتبی خامنهای است. مجموعه این مسائل موجب دشمنی و کینه دیرینه آمریکا و رژیم صهیونی با این شخصیت ارجمند بوده و تلاش مستمر برای ترور شخصیتی و حذف فیزیکی ایشان را در پی داشته است که با عنایت امام زمان(عج) تمام این اقدامات خصمانه تا کنون ناکام مانده و خداوند متعال این شخصیت ارزنده را به عنوان ذخیرهای برای روز مبادا در کوران جنگ وجودی جبهه حق با جبهه کفر و استکبار جهانی حفظ فرمود.
رهبری، شمعِ جان است، نه شمشیرِ فرمان؛ سفر است از خویشتن تا خَلق، از قدرت تا حقیقت. ای خواننده، اگر رهبر فردا خواهی بود، نخست غرور از جان بشوی، و نیّت به نیکی بسپار.
آنچه پیش رو دارید، تنها نظریه و حکمت نیست، بلکه دعوتی است به خویشتنشناسی، به تربیت نفس، و به ساختن جهانی که در آن عدالت نه آرزو، که محور اصلی و عادت باشد. تزکیه و تهذیب نفس در اسلام، سرآمد و بنیان همۀ مفاهیم اخلاقی دیگر است؛ زیرا رشد، تکامل، سعادت و خوشبختی انسانها در دنیا و آخرت را در پی دارد. اگر در این مسیر، اندیشهای روشن شد، قلبی تکان خورد، یا انسانی تصور کرد که میتواند فردای بهتری بسازد، این کتاب مأموریت خود را یافته است. من این اثر را نه برای ستایش قدرت، نه در لباس قدرت و نه برای ساختن رهبرانی بر فراز مردم ، بلکه برای تکریم انسانیّت و وحدانیت در پیشگاه خداوند متعال و نیز برای رهبرانی در میان مردم برای مردم نوشتم. باشد که این نوشتهها، دستی باشد در دست تو، خواننده عزیز، و چراغی باشد در راهی که هر صبح از نگاه تو آغاز میشود؛ راهی که مقصدش انسانِ والاتر است.
اینجانب کتاب « قواعدِ قدرتِ معنویِ رهبری» را در 6 جلد تالیف کرده ام که اینک ششمین و آخرین جلد آن به رشته تحریر درآمد و به زیور طبع آراسته شده است تقدیم می دارم. با احترام و با سپاس – احمد علاّمهِ فلسفی






دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.