هیپنوتیزم ، علم روز -

فهرست

یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴ | ۲۳:۳۵ ب.ظ
اثری از سرهنگ حسین تقوایی؛
هیپنوتیزم ، علم روز
کتاب “هیپنوتیزم ، علم روز ” اثر سرهنگ حسین تقوایی توسط انتشارات فراروان شناسی منتشر شد.

برای دانلود مشخصات و فهرست بروی هیپنوتیز ، علم روز  کلیک کنید.

پیدایش و تعریف هیپنوتیزم:

دکتر وان پلت سیدنی جیمز هیپنوتیزور نامدار و سر دبیر مجلّه “مدیکال هیپنوتیزم” در انگلیس در کتاب “اسرار هیپنوتیزم” چنین تعریف می­کند: هیپنوتیزم، عبارت است از “تمرکز فوق العاده ذهن” “super concentration”بنظر نگارنده، هیپنوتیزم، خواب مصنوعی است.اسم صحیح و جدید این حالت خاصّ، تمرکز فوق الهاده ذهن می­ باشد این حالت خاص ذهنی را دراویش و عرفا ، جذبه و یا خلسه می­ گویند.hypnos elm roz 3 s

واژه “هیپنوتیزم”، از ریشه­ ی یونانی “hypnos”  به ­معنی خواب کردن گرفته شده است و معنی اصطلاحی آن ،حالت شبه خوابی است که با تلقین و به­ طور مصنوعی در دیگران می ­توان آن حالت را ایجاد کرد.بدین ترتیب شخص هیپنوتیزم کننده را ممکن است “هیپنوتیست، خواب کننده و هیپنوتیزکار، عامل، خوابگر، هیپنوتیزور، و شخص هیپنوتیزم شونده را خواب رو، سوژه، معمول، خواب شونده، مدیوم” نامید.

دکتر فرانس آنتوان مسمر که اهل اتریش بود،در سال ۱۷۷۶ میلادی، پایان­نامۀ دکترای پزشکی خود را در زمینۀ تأثیرات سیارات بر روی کالبد انسان­ ها، به رشته تحریر درآورد و معتقد بود که انسان و حیوان دارای مغناطیس حیوانی می­ باشند بنام “ماینه تیزم” و از طریق تمرکز می­توان این سیّاله را در بدن دیگران، ایجاد و متمرکز نمود و دکتر مسمر به­ عنوان پدر و کاشف پدیدۀ هیپنوتیزم در جهان شناخته شده و سرانجام در سال ۱۸۴۲ میلادی، یک پزشک جرّاح انگلیسی بنام جیمز برید ( James Braid    ۱۸۶۰- ۱۷۸۵) نخستین بار برای پدیدۀ “خواب مصنوعی” کلمه “Hypnosis” را در سخنرانی خود بکار بُرد. بنظر مؤلف پیدایش پدیدۀ هیپنوتیزم را نمی­توان به­ طور قطع برای نخستین بار به قوم یا ملّتی در جهان نسبت داد، زیرا قدمت هیپنوتیزم، به خود انسان می­ رسد،انسان از آغاز خلقت یک هیپنوتیزور و این هنر یک ارثیه طبیعی و فطری او بوده و این حرفه هیپنوتیزم به کهن سالی خود تاریخ است و انسان­های اوّلیه و کهن، بدلیل عدم وجود مشکلات تمدّن،حافظۀ قوی و فکر بسیار روشن­ تری داشتند،امروز،تصّور زندگی در غار، بدون وجود ابتدائی ­ترین وسیله و اثاثیه حتّی روپوش و زیر انداز، در گرما و سرما، واقعاً غیر ممکن است، امّا، انسان کهن به­ مدد تمرکز فکر عالی و ورود در عالم خلسه، به آسانی، آن مشکلات را تحمّل می­کرد و به­مراتب از ما خوشبخت ­تر بود؛ هنوز هم بعضی از مرتاضان هندی، به همان سبک، درون غارها، زندگی می­کنند و لذّت می­برند.خوشبختی و بدبختی بستگی به شیوۀ زندگی و جامعه­ای دارد که شخص در آن رُشد می­کند، در جوامع شلوغ که عناصر فرهنگی زیادی هم دارند، معمولاً انسان خوشبخت نمی­شود و دارای یک دورۀ زندگی شیرین نمی­گردد، زیرا از حقایق امور غافل می­ماند و زیبائی ­های واقعی زندگی را درک نمی ­نماید.در آغوش طبیعت، انسان به واقعیت­ها پی می­برد و اشکال طبیعت را در ذهن خود، زیر و رو و وارسی می­ نماید. طبیعت اسرار و اشکالی دارد که از چشم نامحرم پوشیده مانده، امّا یک فیلسوف، یک عارف، یک نقّاش و یک هنرمند، آن اسرار و اشکال زیبا را می­بیند و در آثارش ترسیم می­نماید.