انگلستان -

فهرست

چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۴ | ۱۰:۴۶ ق.ظ
اثری از احمد علامه فلسفی ؛
انگلستان
کتاب “ انگلستان ” اثر احمد علامه فلسفی توسط انتشارات فراروان شناسی منتشر شد.

    برای مشاهده مشخصات و مقدمه کتاب بر روی انگلستان کلیک کنید. 

مهاجران انگلیسی در سال ۱۵۸۳ میلادی در سرزمین آمریکای شمالی استقرار یافتند و در اوایل قرن هفدهم ، شرکت هند شرقی انگلیس توسط امپراتور بریتانیا در آمریکای شمالی تاسیس شد .

          امپراتوری بریتانیا به انگلیسی  British Empire   موسوم است و  به مجموعه قلمروها، مستعمرات، متعلقات و مناطق تحت حکومت پادشاهی متحد بریتانیای کبیر گفته می‌شود که بنیان آن از سده‌های ۱۶ و ۱۷ میلادی آغاز شد و تا پایان قرن بیستم ادامه داشت.

     امپراتوری بریتانیا  در سال ۱۸۳۹ عدن و هنگ کنگ ، در سال ۱۸۷۵ کانال سوئز  ، در سالهای بین ۱۸۸۰ الی ۱۹۰۰  مالیا ، بورنئو ، بخشی از کشورهای آفریقایی از جمله گینه جدید و بیش از یکصد جزیره در اقیانوس کبیر را به تصرفات و مستعمرات خود افزود .

        امپراتوری بریتانیا در دوران اوج استعمارگرانه خود، به بزرگترین امپراتوری تاریخ تبدیل شد و برای بیش از یک قرن ابرقدرت  به شمار می‌رفت. مساحت نواحی تحت حکومت امپراتوری بریتانیا در سال ۱۹۲۲ به بیش از ۳۳ میلیون کیلومتر مربع و با  جمعیت امپراتوری به بیش از ۴۵۰ میلیون نفر رسید، و بدین ترتیب امپراتوری بریتانیا  با ماهیتی استثمارگرانه ُو نیز با خوی استکباری در تاریخ  بر بیش از یک چهارم از خشکی‌های کره زمین و یک چهارم جمعیت جهان در آن دوران از جمله : بر پهناورترین سرزمین ها مانندکانادا ، استرالیا ، نیوزلند و هندوستان یکی از پر جمعیت ترین مستعمرات خود تسلط داشت و پرچم بریتانیا در این کشورهای مستعمره در اهتزاز بود.  در این حال پرچم ملی انگلستان ( یونیون جک ) ، در سراسر خاک این سرزمین  ، ایرلند شمالی ، شبه جزیره جبل الطارق در مجاورت دریای مدیترانه ، نواحی جنوب جزیره ایبری و اسپانیا ،  ۵/۱۲ کیلومتری سواحل آفریقا ، هنگ کنگ  ، جنوب چین ، کنار دریای چین جنوبی  و جزایر فالکلند یا مالویناس در مجاورت کشور آرژانتین در آمریکا لاتین در اهتزاز است .

    پس از جنگ جهانی اول ، آفریقای شرقی ، کامرون ، بخشی از توگو ، آفریقای جنوب غربی آلمان ، عراق ، فلسطین  و نیز بخشی از متصرفات آلمان در اقیانوس کبیر تحت قیمومیت امپراتوری بریتانیا در آمدند .

    بعد از خاتمه جنگ جهانی دوم  در سال ۱۹۴۸ ، فلسطین ، در سال ۱۹۴۹ هندوستان و ایرلند جنوبی از تحت سلطه بریتانیا خارج شده و استقلال خود را کسب کردند .

        بریتانیا با حدود ۶۴ میلیون نفر جمعیت و با مساحت ۶۱۰ ، ۲۴۳ کیلومتر مربع یعنی حدور یک هفتم مساحت  خاک سرزمین ایران ، در سواحل شمال غربی اروپا واقع شده‌است و توسط دریای شمال از شبه جزیره اسکاندیناوی و هلند، و توسط کانال مانش از فرانسه جدا می‌گردد. این کشور از دو جزیره اصلی تشکیل شده است؛ جزیره اصلی و بزرگ‌تر «بریتانیای کبیر» نامیده می‌شود و شامل( انگلستان« انگلند» با جمعیت۰۰۰ ، ۵۰۰ ،۳ ۵  است.) ، (اسکاتلند با جمعیت۰۰۰ ، ۵۰۰ ، ۵ نفر) ، ( ولز با جمعیت۰۰۰ ، ۱۰۰ ، ۳ )  وجزیرهٔ دیگر ایرلند است که توسط دریای ایرلند از بریتانیای کبیر جدا می‌شود و شامل ( ایرلند شمالی با ۲ میلیون نفر) و  (جمهوری ایرلند  در جنوب) می‌باشد. جمهوری ایرلند (ایرلند جنوبی) یک کشور مستقل و عضوی از اتحادیه اروپا است و بخشی از کشور بریتانیا محسوب نمی‌شود.   پایتخت این کشور لندن با جمعیتی بالغ بر ۹ میلیون نفر با احتساب حومه می باشد .

     پادشاهی متحد ،کشوری توسعه‌یافته است و دارای ششمین اقتصاد بزرگ دنیا براساس تولید ناخالص داخلی و هشتمین اقتصاد دنیا بر پایهٔ برابری قدرت خریداست. این پادشاهی نخستین کشور صنعتی دنیا است و در طول سده ۱۹ و اوایل سده ۲۰  ، ابرقدرتی بلامنازع در سطح بین‌الملل به شمار می‌رفت. این کشور هنوز هم در عرصه‌های اقتصادی، فرهنگی، نظامی، علمی و سیاسی دارای قدرت گسترده بین‌المللی است و جزو معدود اعضای ثابت دارای حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد از زمان پیدایش آن در سال ۱۹۴۶ است. این کشور یکی ازقدرت‌های شناخته‌شده‌ی دارای تسلیحات جنگ‌افزار اتمی در جهان است و از لحاظ هزینه‌های نظامی رتبهٔ چهارم جهان را دارد.

  بریتانیا در بیش از چهل پیمان و سازمان های مهم اقتصادی منطقه ای و بین المللی عضویت دارد از جمله  عضو اتحادیه اروپا  ، و پیش از آن عضو جامعه اقتصادی اروپا از زمان پیدایش آن در سال ۱۹۷۳ بوده است. همچنین بریتانیا، عضو اتحادیه کشورهای همسود،شورای اروپا، جی۷ ، گروه هشت ، گروه ۲۰ ، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه وسازمان تجارت جهانی نیز می‌باشد.

   بریتانیا توسط حکومت سلطنت مشروطه مبتنی برنظام پارلمانی به مرکزیت لندن اداره می شود .

روابط ایران و انگلیس

      تاریخ روابط میان ایران و انگلیس از نیمه دوم قرن سیزدهم میلادی مطابق با اواخر قرن هفتم هجری، یعنی هفتصد سال قبل در دوران ارغون شاه نواده هلاکوخان مغول ،زمامدار ایران با پادشاه انگلیس به نام ادوارد اول آغاز شد .بویژه این روابط از اواخر دوران ایلخانیان در ایران و ادوارد ششم در بریتانیا شکل گرفت.

    پادشاه انگلستان چون از جنگ های دویست ساله خود با کشور های اسلامی برای آزادی اورشلیم خسته و فرسوده شده بود لذا مصمم گشت تا با برقراری دوستی و همکاری با سلاطین مغول در ایران و با همکاری  کمک آن ها ،بتواند موجبات زوال و اضمحلال دول اسلامی را فراهم سازد .

   سراسر قرن نوزدهم،دوره مسابقات استعمارگران و استثمارگران و درصدر آن ها انگلستان برای تصرف و تصاحب هر چه بیشتر مستعمرات خود در اقسا و نقاط جهان در رقابت با سایر قدرت ها بشمار می رفت.

   از یک طرف انگلستان بخاطر اتصال به هندوستان مستعمره خود،به موقعیت ژئو پلتیک ایران نیازمند بود و از طرف دیگر روسیه براساس وصیت استعمارگرانه رژیم تزار گذشته خود برای تصرف آب گرم حوزه خلیج فارس با رقیب خود یعنی انگلستان در جدال قرار داشت.

جک استراو ،  وزیر خارجه پیشین انگلیس در نشست نمایندگان پارلمان این کشور درباره کشورمان گفت :

   « تاریخ روابط ایران و انگلیس نشان می‌دهد که مردم این کشور حق دارند به ما بی‌اعتماد باشند. وی با اشاره به سابقه تمدن سه هزار ساله ایران و همچنین تفکر شیعی حاکم بر این کشور، گفت: این مثل که «پشت هر پرده‌ای یک انگلیسی مخفی شده»، مثلی رایج در فارسی است. اگر از دید ایرانی‌ها نگاه کنیم، می‌توانیم دلیل این تفکر را بیابیم. از اواخر قرن ۱۹ به بعد، ما روابط با ایران را تنها از دید مرکانتیلیستی و استعماری نوین نگاه کردیم.»

   استراو افزود:  « ایران به دو حوزه نفوذ، یکی تحت روس تزاری و دیگری تحت پادشاهی متحد، تقسیم شده بود. در اوایل قرن گذشته، شرکت «دی آرکی پترولیوم»، که بعدا به بریتیش پترولیوم تبدیل شد، امتیازات ترجیحی گسترده‌ای از دولت ایران گرفته بود. پس از آن هم، ما در برکناری سلسله قاجار و روی کار آوردن رضا شاه، نقش اساسی داشتیم. ما مشترکا با اتحاد جماهیر شوروی برای ۵ سال، از ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۶، ایران را اشغال کردیم. پس از آن هم ما و ایالات متحده با موفقیت برای برکناری مصدق از نخست‌وزیری در سال ۱۹۵۳، توطئه کردیم.»

   وی ادامه داد: « با وجود آنکه نشانه‌های بسیاری وجود داشت و کافی بود ما آنها را جدی بگیریم، که نشان می‌داد شاه رژیمی رو به زوال و فساد را رهبری می‌کند و به احتمال فراوان این رژیم فرومی‌پاشد، سابقه رقت‌بار خود را با حمایت از او ادامه دادیم. یک سال پس از انقلاب اسلامی، جنگ ایران و عراق آغاز شد، که به اذعان عمومی، در آن عراق تجاوزگر و ایران قربانی بود. اما غرب، از جمله پادشاهی متحد، طرف تجاوزگر را گرفت.»

       نگاهی به تاریخچه پر فراز و نشیب‌ روابط ایران و انگلیس  بویژه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، از جمله در فاصله های ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۰ به واسطه اتخاذ سیاست مداخله جویانه بریتانیا  در ایران ، دچار تنش شدید گردید و منجر به تعطیلی سفارت شد و در پی آن ،   تشدید منافشه هسته ای و تصویب تحریم های ظالمانه علیه ایران اعمال گردید که نشان می دهد تنظیم روابط دیپلماتیک اساسی به منظور ایجاد توازنی در روابط سیاسی با این کشورچندان آسان نبوده و نخواهد بود . اما اگر دولت انگلیس با توجه به بیداری ، آگاهی و تحولات روز افزون استقلال طلبانه مردم جهان و نیز  با درک صحیح و عمیق نسبت به رعایت احقاق حقوق حق ملت بزرگ ایران که قریب به چندین هزار سال صاحب و وارث تاریخ ، اندیشه ، فرهنگ ، علم و تمدن درخشان می باشد ، با احترام و تکریم رفتار کند ، نه با تحریم ، تهدید ، تحقیر ، فشار و نه مبتنی بر مشی استثمارگرانه متعلق به دوران قرن نوزدهم! بلکه بر اساس احترام متقابل عمل نماید ، بدیهی است  برقراری روابط مسالمت آمیز  دو جانبه پایدار ، آسان و ادامه آن امکان پذیر خواهد بود .

   با توجه به اینکه روابط ایران با  اتحادیه اروپا بسیار مهم است و انگلستان  یکی از اعضای مهم اتحادیه اروپا می باشد  ، لذا گسترش روابط ایران با اتحادیه اروپا ،  شامل روابط گسترده تر با انگلستان  هم می تواند باشد .

  اینک در کتاب حاضر تحت عنوان  « انگلستان  » ، مولف کوشیده است با تحقیق و مطالعه مقتضی بر اساس مستندات موجود  ، آن را به رشته تحریر و تدوین در آورد که امید است مورد استفاده پژوهشگران و علاقمندان قرار گیرد .

                                                              باسپاس و احترام

                                                               احمد علامه فلسفی

eng